شهید عباس بابایی و تاول های سرش
در پاتکی که عراق بع منضور گرفتن جزایر مجنون زد، شهید بابایی شیمیایی شد. سر او پر شده بود از تاول ها ی زیز و درشتی که خارش شدیدی هم داشت. تاول ها بر اثر خاراندن زیاد ترکیده بودند و این مسئله موجب ناراحتی شدید شهید عباس بابایی شده بود.
به او(ستوان حسن روشن) اصرار کردم به بیمارستان برود ، اما در جواب گفت:«اگه به بیمارستان برم، ممکنه بستریم کنن، ولی من این جا کار دارم.» او پیوسته نگران جنگ و وضعیت آن بود. در همان ایام، یک روز به اتفاق او به طرف بیرون جزیره در حرکت بودیم و به برکه آبی که پر از نیزاز بود، رسیدیم. عباس لحظه ایستاد و به جریان آب دقت کرد، سپس به حالتی خاص رو به من کرد و گفت:«حسن ! می دونی این آب کدوم آبه؟» با تعجب گفتم:یعنی چه؟ خب این آب هم مثل بفیعه آب ها ، چه فرقی می کنه؟» او گفت:« اگه دقت کنی می فهمی این چه آبیه! این همان آبیه که امام حسین(ع)و حضرت ابوالفضل(ع) توی کربلا دستشونو باهاش شستو شو دادن.»
او معتقد بود که اگه سرش را با آن بشوید ، تاول های سرش مداوا خواهد شد. همان هم شد چند روزی از این ماجرا نگذشته بود که تمام تاول های سرش مداوا شد و اثری از آن ها باقی نماند.





امشب که شما اومدی خونمون من می خوام یه رازو به شما بگم. من و بابام چند روز قبل یه قول مردونه به هم دادیم. اون شبی که بابام می خواست بره مسافرت یواشکی در گوشم گفت من و تو مثل دو تا مرد باید با هم صحبت کنیم و قول هایی به هم بدیم و هیچ کسی هم از اون با خبر نشه. من هم به اون قول مردونه دادم و حتی به مامانم هم نگفتم.
«.... اکنون مدنیت بشری شاهد ان است که کشوری با نظام ولایت فقیه – یعنی حاکمیت دین و تقوا- ادارذه می شود. این برای بشریت که انواع نظام های بشری را آزموده و در هیچ یک درمان اساسی خود را نیافته، آزمایشی مهم و تعیین کننده است. همه ما باید به یاد داشته باشیم که اگر این نظام مقدس بتواند جسم و جان انسان های تحت قدرت خود را به آرامش و آسایش برساند، فقر و جهل و بی ایمانی و تبعیض و بی عدالتی را ریشه کن کند و در صحنه ای جهانی، با این درد های مزمن بشر به مبارزه برخیزد،بزرگترین خدمت را به تاریخ انسانیت عرضه کرده و راهی تازه بر روی آن ها گشوده است.