چه غربیانه گذشت....
زهد، محصول درخت ایمان اوست و کرامت، کوتاهترین شاخ و برگ عظمتش. مدینه از ریبع الاول 232 هجری، موازنه حضور او را در خاک دنبال می کرد و در جست و جو مجالی برای عرصه حقیقت او به بیکرانه ها بود. تا آنکه سامرا، بلوغ پذیرش او را در خود حس کرد و چیزی نگذشت که امام، به اتفاق پدر بزرگوارش، سکونت در آن دیار را بر گزید.
اینک امامی 28 ساله، در گوشه سامرا سر بر بالین شهادت می گذارد. شش است که بار سترگ ولایت را بر بر شانه های شکوه و استوار خویش حمل می کند. نه..... نه ..... نه بر شانه های خسته و نه بر دوش زخمی خویش، بلکه این رسالت آسمانی را در ژرفای باور و در اعماق جان خویش، ثبت کرده است.
معتمد عباسی، تا لحظه ای دیگر، به خواسته بزرگ خود می رسد. سال ها اسارت و غم، سال ها غم و تنهایی روزهای تنهایی و سکوت ... آه، غریبانه گذشت؛ چه مغصومانه سپری شد.
شهادت مولایمان، سرورمان امام حسن عسگری علیه السلام، پدر بزرگوار امام غایب، امام مهدی(عج) بر عموم شیعیان تسلیت باد.