آمادگی برای سربازی حضرت حجت بن الحسن عجل الله فرجه (پست ثابت)
عمری طولانی دارد، مثل حضرت نوح علیه السلام
کافران به دستش هلاک می شود، مثل حضرت هود علیه السلام
تولدش پنهان بود، مثل حضرت ابراهیم علیه السلام
بشارت آمدنش را دادند، مثل حضرت اسماعیل علیه السلام
فرشتگان به یاری اش می آیند، مثل حضرت لوط علیه السلام
در عزای حسین گریان است، مثل حضرت یعقوب علیه السلام
زیباترین آفریدگار خداست، مثل حضرت یوسف علیه السلام
حکومتش جهانی است، مثل حضرت سلیمان علیه السلام
صبر بسیار دارد، مثل حضرت ایوب علیه السلام
در گهواره سخن گفت، مثل حضرت عیسی علیه السلام
نام و کنیه مبارکش، نام و کنیه با برکت حضرت محمد(ص) است؛ و شبیه ترین مردمان در خلق و خوی به اوست.
فرمانده گرهان بود. یه رو بعد نماز صبح از یکی از بچه های روحانی پرسید: حاج آقا اگر کسی خواب امام علی علیه السلام را ببیند، چه تعبیری داره؟ روحانی گفت:باید دید چه خوابی دیده و ماجرا چگونه بوده ... شهید خسروی دیگه چیزی نگفت. دو ساعت بعد وقتی در یکی از محورهای عملیاتی با فرق شکافته به دیدار مولایش رفت؛ خوابش تعبیر شد.
راوی: همرزم شهید حمزه خسروی
صورت بشاشی داشت. یک بار سر مسئله ای با هم به توافق نرسیدیم.هر کدام روی حرفمان ایستاده بودیم که عصبانی شد، اخم توی صورتش افتاده بود و لحن مختصر تندی به خود گرفت. از خانه زد بیرون... وقتی برگشت دوباره همان طور با روحیه باز و لبخند آمد. بهم گفت: بابت امروز صبح معذرت می خواهم. می گفت: نباید گذاشت اختلافات خانوادگی بیش از یک روز ادامه پیدا کنه.

منبع:http://shahidan-khoin.blogfa.com/post-41.aspx
هر موقع با محمد علی به زیارت اهل قبور می رفتیم،با عجله از من و پدرش جدا می شد و می گفت: که به زیارت مزار شهدا میره، یه بار بهش گفتم که صبر کن ما هم بیایم.
با آرامی مخالفت کرد و گفت: من تنها می رم
بهش گفتم: چرا تنها ؟
گفت: از یتیمان شهدا خجالت می کشم، اگر من رو با پدر و مادرم ببینن ....
چارلز دانشجوی انگلیسی با طعنه به دوست و همکلاسی ایرانی اش همایون می گه: چرا خانوماتون (خانم های ایرانی) نمی تونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنند!؟؟
یعنی مردا ایرانی اینقدر کارنامه خرابی دارندو خودشونو نمی تونن کنترل کنن؟!!
همایون لبخندی می زنه و میگه: ملکه انگلستان می تونه با هر مردی دست بده؟و هر مردی می تونه ملکه انگلستان رو لمس کنه؟!
چارلز با عصابانیت میگه: نه! مگه ملکه فرد عادیه؟!! فقط افراد خاصی می تونن با ایشون دست بدن و در رابطه باشن!!!
همایون بی درنگ میگه: خانوم های ایرانی همشون ملکه هستن.
ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب
پروردگارا! از آن پس که ما را رهبری فرمودی دل ما را به باطل مگردان و از جانب خود ما را رحمتی عطا فرما، همانا که تو بخشایشگری.
ای خدا! درخواست می کنم که وفات مرا کشته شدن در راه حق قرار دهی، زیر پرچم دین پیغمبرت با اولیاء و دوستانت.
خدایا! از تو می خواهم که مرگم را شهادت در راه خودت قرار دهی.
چه خوب است اگاهانه در را حق گام نهادنو بهپیشواز شهادت رفتن.
چه سعادتی استجان دادن در راه خدا.
چه عارفانه است آخرین سخن بر لب راندن و لبیک حق گفتن.
چه ادامه دار است را حسینیان.
چه عظمت دارد این دفاع از بلاد اسلام و مسلمین.
چه سنگین است وظیفه رزمندگان اسلام، در دفاع از قزآن.
چه پر محتوا است خون حسینیان، برای زینبیان.
الهی رضآ بقضائک و تسلیما لامرک.
چه سعادت است جان دادن در راه خدا.
بخشی از وصیت نامه دانش آموز بسیجی شهید مهدی دباغی متولد روستای دهخوارقان - آذر شهر متولد سال 1345 که در تاریخ 1365/12/18 در عملیلت کربلای 5 در منطقه فاو به درجه رفیع شهادت نائل گشت.
یک روز تعطیل قرار بود هیئت دولت برود قم برای زیارت و دیدار با مراجع تقلید.
گفت: همه با یک اتوبوس می رویم!
گفتیم: آخر چنین چیزی نمی شود.
گفت: اولا سفر زیازتیه ثوابش هم بیشتر است، دوما دسته جمعی بیشتر خوش می گذره، سوم اینکه وقتی همه در یک اتوبوس هستیم فرصت هست که مشکلات وزارتخانه ها بهتر برسیم و مسائل جاری را با همدیگر مطرح کنیم.
بالاخره هم اینکه این وزرا از مشکلات سفر مردم با وسائل عمومی و شرایط راه ها با خبر شوند یا نه؟
خاطره ای از شهید رجایی؛ کتاب خدمت از ماست ص 18
همه چیز نظام اسلامی، متعلق به مردم است و تمامی مسئولان باید خود را نوکر و خدمت گذار مردم بدانند و هر مسئول یا ماموری از این سیاست فاصله بگیرد، فاقد صلاحیت و شایستگی است.
بیانات امام خامنه ای 1381/12/8
جوانی خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مودبانه گفت:« ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟» مرد که توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتس فشان از جا در رفت و میان بازر و جمیعت، یقه جوان را گرفت و و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود او را به دیوار کوفت و فریاد زد:« مرتیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری... خجالت نمکی کشی؟»
جوان اما؛ خیلی آرام، بدونه اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و واکنشی نشان دهد، همان طور مودبانه و متین ادامه داد :« خیلی عذر می خواهم فکر نمی کردم این همه غیرتی و عصبی بشین، دیدم به خاطر وضع ظاهری خامومتون دارن بدونه اجازه نگاه می کنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم.. حالا هم یقمو ول کن، از خیرش گذشتیم!»
مرد خشکش زد... همان طور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را بر انداز کرد.
چند روز بعد از عملیات، یک بسیجی را دیدم که کاغذ و خودکار گرفته بود هر جا می رفت همراه خودش می برد....
از یکی پرسیدیم: چشه این بنده خدا؟
گفت: آر پی جی زن بوده.... توی عملیات قبلی آنقدر آر پی جی زده که دیگه نمی شنوه، باید براش بنویسی تا بفهمه!
گفتم" دکترجان، جلسه رو می ذاریم همین جا، فقط هواش خیلی گرمه. این پنکه هم جواب نمی ده. ما صد ، صد و پنجاه تا کولر اطراف ستاد داریم، اگه یکیش رو بگذاریم این اتاق.... گفت:" اگه می شه برای همه سنگرا کولر بذارید بسم الله آخریش هم اتاق من."
خاطره ای از شهید مصطفی چمران
اسلام در باب حجاب، پوشش معیین نکرده است، بلکه مقصود را معین کرده است. مقصود این است دیدار زن و مرد و ملاقات طبیعی آنها به صورت روزمره، تبدیل به یک عامل تحریک نشود و این، هدف اسلام است. مقام معظم رهبری
پوشش زن در اسلام، این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد. شهید مطهری/ مسئله حجاب
زن در اسلام همان مقام شامخ انسان را دارد؛ زیرا زن و مرد در انسان بودن تفاوتی ندارند. در قرآن ایه ای نیست که زن را به خاطر زن بودن نکوهش کرده باشد. زن یا مرد بودن به تنهایی ارزش و عیار برتری محسوب نمی شود؛ بلکه رعایت پرهیزکاری ملاک برتری هر یک از زن و مرد معرفی شده است.
خداوند می فرمایید:« ای مردم ما شما را از زن و مرد آفردیدم وشما را گروه گروه و قبیله قبیله قرار دادیم تا شناخته شوید. ارزشمندترین شما نزد شما پرهیزکار ترین است...» حجرات/13
امام علی علیه السلام می فرماید: من و فاطمه به محضر مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله مشرف شدیم و او را در حالی که شدید گریه می کرد مشاهده نمودیم، به او گفتیم: « پدر مادرم به فدایت، چه چیزی شما را به گریه وا داشته است؟» فرمود: « ای علی در شب معراج که به آسمان رفتم، زنان امت خود را در عذابی شدید دیدم؛ به طوری که آنها را نشناختم. از همین رو برای آنچه از شدت عذاب آنها دیدم گریان هستم.» بعد فرمود: « زنی را دیدم که او را از موهایش آویزان کرده بودند و مغز سرش می جوشید. زنی را دیدم که گوشت بدنش را می خورد و آتش از زیر آن زبانه می کشید ...»
حضرت فاطمه علیها السلام خطاب به پدر بزرگوارش فرمود: « به من بگو که این زنان چه کرده بودند که خداوند چنین عذابی برای آنان مقرر کرده است؟» حضرت پاسخ داد: « آن زنی که او را از موهایش آویزان کرده بودند، برای این بود که موهایش را از نامحرم نمی پوشانید. اما آن زنی که گوشت بدنش را می خورد، بدنش را برای مردم زینت می کرد.»
خواهرم این حدیث و این هم شما اگر می خواهی پیامبرت را به گریه واداری...............؟! ولی اگر خلاف آن است تو را به حضرت زهرا علیها السلام حجابت را رعایت کن. حجاب برای شما محدودیت نیست بلکه رحمتی است از سوی خدا متعال. همین و بس
کم توقع بود. اگر چیزی هم برایش نمی خریدیم،حرفی نمی زد. نوروز آن سال که رسیده بود،پدرش رفت و یک جفت کفش نو برایش خرید. دوم فروردین قرار شد بریم دید و بازدید. تا خانواده شال و کلاه کردند علی غیبش زد. نیم ساعتی معطل شدیم علی آمد. به جای کفش دمپاییی پایش بود. گفتم: مادر کفشات کو؟! گفت:« بچه سرایدر مدرسه مون، کفش نداشت، زمستان را با دمپایی سر کرده بود.»
با اینکه دوازده سال بیشتر نداشت، همیشه به یاد فقرا و بچه یتیم ها بود.
(خاطره ای از شهید علی چیت سازان)
لن تنالوا البر حتی تنفقفوا مما تحبون، و ما تنفقوا من شیء فان الله به علیم
سوره آل عمران، آیه 29
این چهار تا پسرم که شهید شدند،اصغرم چیز دیگری بود برای من هم کار پسر را می کرد، و هم کار دختر ها را، نمی گذاشت دست به سیاه و سفید بزنم، ظرف می شست، غذا می پخت. اگر نان نداشتیم، خودش خمیر می کرد>تنور روشن می کرد. خیلی کمک حالم بود. وقتی رفت به جبهه، همه می پرسیدند:« چطور دلت آمد بفرستیش؟» فقط به شان می گفتم:« آدم چیزی را که دوست داره، باید در راه دوست بده.»
برگرفته از کتاب مادران شهدا
بیمارستان از مجروحین پرشده بود. حال یکی خیلی بد بود. رگ هایش پاره پاره شده بود . خونریزی شدیدی داشت. وقتی دکتر این مجروح را دید به من گفت بیارمش اتاق عمل. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جا به جا کنم. مجروح که چند دقیقه بود به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت: من دارم می رم که تو چادرت را در نیاری. ما برا این چادر داریم میریم... چادرم در مشتش بود که شهید شد. از آن به بعد در سخت ترین و بدترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم.
راوی: خانم موسوی یکی از پرستاران دفاع مقدس
آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعا مادرت زهرا بگیرد
آقا بیا تا با ظهور چشم هایت
این چشم ها ما کمی تقوا بگیرد
آق بیا تا این شکسته کشتی ما
آرام راه ساحل دریا بگیرد
آقا بیا تا کی دو چشم انتظارم
شب های جمعه تا سحر احیا بگیرد
پایین بیا خورشید پشت ابر غیبت
تا قبل از آنکه کار ما بالا بگیرد
آقا خلاصه یک نفر باید بیاید
تا انتقام دست زهرا را بگیرد
بسم رب الشهدا و الصدیقین
انتظار، استقامت بر دین است و منتظر، حرکت آفرین.
انتظار، یاد یار است و منتظر،بی قرار.
انتظار، مسئولیت آور است و منتظر، جهاد گر.
انتظار، برترین کار است و منتظر، اهل پرهیز.
انتظار، ستیز است و منتظر، اهل پرهیز.
انتظار، آماده سازی است و منتظر، مهیای جانبازی.
انتظار، راز است و منتظر، در سوز و گداز
انتظار، مبارزه با بیداد است و منتظر، فریاد گر عدل و داد.
آی مردم!اگر او را می جوید، دیگر از «عشق» هم نگو!
آغاز امامت منجی عالم بشریت آقا امام زمان(عج) بر عموم دوستداران آن حضرت مبارک باد.
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدائهم اجمعین انشاءالله
زهد، محصول درخت ایمان اوست و کرامت، کوتاهترین شاخ و برگ عظمتش. مدینه از ریبع الاول 232 هجری، موازنه حضور او را در خاک دنبال می کرد و در جست و جو مجالی برای عرصه حقیقت او به بیکرانه ها بود. تا آنکه سامرا، بلوغ پذیرش او را در خود حس کرد و چیزی نگذشت که امام، به اتفاق پدر بزرگوارش، سکونت در آن دیار را بر گزید.
اینک امامی 28 ساله، در گوشه سامرا سر بر بالین شهادت می گذارد. شش است که بار سترگ ولایت را بر بر شانه های شکوه و استوار خویش حمل می کند. نه..... نه ..... نه بر شانه های خسته و نه بر دوش زخمی خویش، بلکه این رسالت آسمانی را در ژرفای باور و در اعماق جان خویش، ثبت کرده است.
معتمد عباسی، تا لحظه ای دیگر، به خواسته بزرگ خود می رسد. سال ها اسارت و غم، سال ها غم و تنهایی روزهای تنهایی و سکوت ... آه، غریبانه گذشت؛ چه مغصومانه سپری شد.
شهادت مولایمان، سرورمان امام حسن عسگری علیه السلام، پدر بزرگوار امام غایب، امام مهدی(عج) بر عموم شیعیان تسلیت باد.
بسم رب الشهدا و الصدیقین
تبسم و گشاده رویی مبدا بسیاری از آشنایی ها و زداینده بسیاری از غمهاد و کدورت ها است. شگفت از کسانی است که از این کار بی زحمت رنج و خرج که براکغات فراوانی دارد طفره می روند و به سختی حاضر اند «گلخنده» مسرت را بر لبان خود و دیگران بیافزایند.
امام علی علیه السلام می فرمایند: بهترین وسیله که مردم با آن، دل هخای دوستان خود را به دست می آورد و کینه را از دل های دشمنان می زداید، خوشرویی هنگام برخود با آنها است و جویایی احوال آن ها شدن در غیابشان و گشاده رویی با آنان در حضورشان.(بحار الانوار جلد 78 صفحه 57 حجدیث 124).
بعضی ها حضور غم آفرین دارند، بعضی ها هم محضری غم زدا، گروه اخیر، آیت لطف خداوندی اند که قدرشان ناشتاخته است.انسان ها نیاز محبت اند.
سعدی می گوید:
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
انسان ها نیازمند و تشنه ای محبت اند. این تشنگی، جز با ملاطفت و خوشرویی برطرف نمی شود.
آثار وفوائد گشاده رویی
آثار دنیوی:
- پیوهند دوستی را محکم و پایدار می کند.
- موجب آبادی سرزمین ها و طول عمر می گردد.
- روزی را زیاد می کند.
- موقعیت اجتماعی انسان را بهبود می خشد.
- مشکلات و ناهمواری ها زندگی را هموار می سازد.
آثار اخروی:
- موجب نیل به درجات عالی می شود.
- حساب را آسان می کند.
- سبب آمرزش گناهان می شود.
- راه ورود به بهشت را آسان می کند.
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: شما هرگز نمی توانید با اموال خود همه مردم را بهرمند سازید، پس با آنه با گشاده رویی و خوشرویی برخورد کنید. (کافی جلد2 ص 103 حدیث 1)
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدائهم اجمعین انشاءالله
بسم رب الشهدا و الصدیقین
دعا، نیاز مادی، دنیوی، و معنوی انسان است. یک نوع دعا هم وجود دارد که اگر انسان ها آن را از خداوند بخواهند هم مستجاب است و خداوند با او همراه می شود. آن دعا خواستن صراط مستقیم است. صراط مستقیمی که علی در آن بود و هنگام ضربت خوردنش گفت: فزت و رب الکعبه.صراط مستقیمی که امام حسین در آن بود که هنگام شهادت گقت: خدایا راضیم به قضای تو.این دعا، دعایی است که خداوند در دل تو(انسان) قرار داده است مانند حضرت موسی که دعای به درگاه خداوند کرد(دعایی که هنگام رفتن به سوی فرعون کرد، الهی سینه ام را بگشای....) و خداوند جواب او را داد. انبیاء و اولیا و ملائکه چیزی می خواهند که خداوند آن را می خواهد که اهمیت دعا هم در این جا است. که ما چیز را از خداوند می خواهیم خواسته خدا هم باشد در این صورت است که دعا های ما صد در صد مستجاب است. لازم به ذکر است، دعا به معنی صحبت کردن با خداست و فرقی هم نمی کند که با خداوند چگونه صحبت کنیم با صدایی بلند با صدای آرام گریه کنان و... .فلسفه دعا آشنایی با خداست نه چیز دیگر مبنایی اصلی علم و معرفت دعا است.
شب زمان خلوت کردن با خداست. که تمام درها بسته است الا درب خداوند. خداوندی که منتظر است تا عبد صالح او با او صحبت کند و او سخنان او را بشنود و او را اجابت کند.