عاشق شهادت
بسم رب الشهدا و الصديقين
![]()
شهیدان به خدا راه تان را ادامه می دهیم راه شما را تا پایان عمرمان ادامه می دهیم ما مثل شما عاشق شهادت هستیم پدر مادم قربان شما باد!
هفته بسیج بر تمام بسیجیان عاشق شها دت مبارک باد!
بسم رب الشهدا و الصديقين
![]()
شهیدان به خدا راه تان را ادامه می دهیم راه شما را تا پایان عمرمان ادامه می دهیم ما مثل شما عاشق شهادت هستیم پدر مادم قربان شما باد!
هفته بسیج بر تمام بسیجیان عاشق شها دت مبارک باد!
بسم رب شهدا و الصدیقین



توضیح: شهدا شرمنده ایم!
بسم رب الشهدا و الصدیقین
به طو رکلی راههای سیر و حرکت برای شناخت خدا سه قسم است:
* راه دل یا فطرت
* راه حس یا علم
* راه عقل و استدلال
شناخت خدا به وسیله ای «فطرت» همان چیزی است که دانشمندان اسلام از آن به عنوان «برهان فطرت» ، در کتاب های خود نقل می کند. این برهان اولین و شایع ترین برهانی است که وجود خدای مهربان را به ما معرفی میکند. به محض این که هر انسان به خودش توجه نماید که دارای حیات و زندگی است، خدای خود را نیز در دل وجدان خود احساس می کند که معبود پاک و منزهی او را آفریده است. آنگاه که انسان خود را در برابر مشکلات سخت ، ناتوان دید و احساس نا امیدی کرد، به طور ناخداگاه دست نیاز به سوی قدرت بی پایان در جهان، دراز می کند که هیچ گونه ضعف و ناتوانی در آن نباشد. اینجاست که او را برآورنده امیدهایش می یابد. به او عشق می ورزد و به عنوان تکیه گاه خویش در آستانه او سر به سجده می نهد. این احساس، همان است که از آن به عنوان «خدا خواهی فطری» تعبیر می کنند. این نوع خدا شناسی در در فطرت همه ای انسان ها بدون استثنا وجود دارد. بلکه در تمامی مخلوقاتی که « در دل هر ذره که بشکافی آفتابیش در میان بینی ».
ولی انسان ها به مرور زمان، هو خود را و هم خدای خود را فراموش می کنند. و چون دریچه قلب و دل خود را بسته اند تارکی و ظلم با تمام لشگریانش کشور وجود آن ار تسخسر می کند. به طوری که هر سوی که می نگرند جز تاریکی نمی بینند. مگر اینکه دریچه در قلب خویش بگشایند و نور حق را با تمام وجود پذیرا باشند.
در اندرون من خسته دل ندانم کیست!
که من خموش و او در فغان و در غوغواست
غیر من در پس این پرده سخن سازی هست
راز در دل نتوان داشت که غمازی هست
تو مپندار که این قصه به خود می گویم
گوش نزدیک لبم آر که آوازی هست
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدائهم اجمعین
بسم رب الشهدا و الصدیقین
ما نه ایمان اهل ایمان را داریم و نه یقین اهل یقین را ، گویا در مشکلات آمریکا و شوروی ما را نجات خواهد داد که به آنه پناه می بریم و اعتماد می کنیم، آن ها سگ ها و گرگ های هستند که از ترس یکدیگر خواب آسوده ندارند، بزرگان ما مقامات عالیه ای علمی را دارا بودند و در مقام عمل نیز چه عبادت های چه نماز های داشتند.
با خود می گویم: با این که آن هارا دیدی باز چرا این جوری !؟ آن ها آن گونه خوب، و تواینگونه خراب؟!
توضیح: بر گرفته از کتاب صدای سخن عشق مجموعه ای از حکمت های و حکایتها ی نماز از زبان آیت الله بهجت (ره) که می خواهم چندی ازاین کتاب استفاده کرده و مطالب آن را در وبلاگ بگذارم.
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدائهم اجمعین
|
بسم رب الشهدا و الصدیقین امام حسين عليهالسلام : |
|
«اَيُّهَا النّاسُ نافِسوا فِى المَكارِمِ وَ سارِعوا فِى المَغانِمِ وَ لا تَحتَسِبوا بِمَعروفٍ لَم تَجعَلوا» |
اى مردم در خوبىها با يكديگر رقابت كنيد و در كسب غنائم (بهره گرفتن از فرصتها) شتاب نماييد و كار نيكى را كه در انجامش شتاب نكردهايد، به حساب نياوريد.
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین به ابی انت و امی نفسی یا حسین
چه زیبا گفته ای در کار ها خیر با هم رقابت کنید. کار های که انسان را به عرش می برد با هم رقابت کنید. از فرصت ها به خوبی استفاده کنید و فرصت ها را ازدست ندهید که از داست دادن فرصت ننگی خواهد بود برای انسان تا قیام قیامت. بیاید این فرصت ها را از دست ندهیم یکی از این فرصت ها در عصر ما حمایت و پشیتبانی از ولایت مطلقه فقه است. راحت بگویم حمایت همه جانبه از امام خامنه ای است در مدرسه هایمان در اداره هایم و در هر کجا که هستیم . از دست دادن این فرصت عظیم ما را در قیامت به مشکل بزرگی خواهد انداخت زیرا ایشان نایب بر حق امام زمان(عج) است و این انقلاب را به دست او خواهد سپرد شکی در این امر نیست. با یک استدلال ساده می خواهم برای شما روشن کنم که در این امر شک نکنید . دفع ضرر احتمالی و کسب منفعت احتمالی، اگر این گونه نبود(یعنی این انقلاب به دست امام زمان نخواهد رسید) ما ضرر را از خود دور کرده ایم و اگر این انقلاب به دست مبارک او خواهد رسید باز هم ما هسیم پیروز میدان در صورتی که از ولی امر مسلمین پیروی کرده و به او لبیک گویم. هر چه او می گوید از روی حکمت است زیرا او نایب ولی عصر امام زمان است. در کار های خود سخنان و رفتارهای ایشان را شاخص قرارداده و طبق آن رفتار کنیم.در حدیث بالا امام شهیدان امام حسین (ع) می فرماید: كسب غنائم (بهره گرفتن از فرصتها) شتاب نماييد و كار نيكى را كه در انجامش شتاب نكردهايد، به حساب نياوريد. ما هم اگر زبانن اقرار می کنیم که یار و یاور امام خامنه ای هستیم اگر آن را عملا هم اجرار نکنیم مانند آن است که این کا را نکرده ایم بیاید باهم دست در دست هم دهیم و حمایت همه جانبه از رهبر کنیم جانم فدای رهبر عزیزم که وقتی مظلومیت او را می بینم دل کباب می شود وقتی می بینم یک سری آدم های نادان به این نعمت عظیم که خدا به ما داده توهین می کند دلم کباب می شود دیدگانم گریان می شود و می گویم خدایا این بنده تو و امام ما چه کار کرده است این این همه ظلم در حقش می شود. من نمی دانم ولی این راهم می دانم که این مرد الهی برای رساندن انسان ها به کمال و معرفت الهی آمده است. خدایش همیشه پشت پناه او باد.
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدائهم اجمعین
بسم رب الشهدا و الصدیقین
انسان هم در زندگي فردي و دروني و هم در زندگي اجتماعي و بيروني خود به دو نيرو نيازمند است :
اول نيروي تحريك بخش و برانگيزنده(به سوي آنچه مطلوب اوست ).
دوم نيروي باز دارند و نگاهدارنده(از آن چه مانع رسيدن او به مطلوب و يا موجب كندي پيشرفت اوست ).
هر فردي يا جامعه اي به تناسب زير بناهاي تربيتي و دراك و شعورفردي يا جمعي خود ، يك يا چند امر اساسي را مورد توجه قرار مي دهد كه، در حقيقت آنها هستند كه عامل اصلي براي انجام دادن كارها وترك كردن كارهايي ديگر مي باشد. چنان كه معمولا انگيزه اي مردم عادي در روابطشان با يكديگر ممكن است * جلب رضايت كسي * رسيدن به مقام و موقعيتي * يا به دست آوردن امتيازي ؛ باشد. به طور كلي جلب نفع يا دفع ضرر است. به طوري كه اگر از کسي سوال شود چرا فلان كا را كردي يا مي كني ؟ يا چرا فلان كار ها را ترك كرده ويا مي كني ؟ پاسخ واقعي وعملي او (كه حتي ممكن است به زبان هم نياورد) اين است كه : براي رسيدن به… از ترس اين كه مبادا …
اينك در برنامه اي اهل ايمان اين انگيزه كه هم تحرك بخش و توان ده است ، و هم نگاه دارنده از خود بيني ها وتجاوز ها ، همان «خدا» است وبه ياد او بودن ، خود را با اين ياد ، نيرومند ديدن و مرتبا نيرومند ساختن . خدايي كه با توجهي به او، هيچ ارزش ديگري براي يك انسان آزاده باقي نمي ماند. خدايي كه توجه به او صفابخش زندگي و محرك وتلاش ويا خود نگهداري ها در زمينه هاي متناسب است . با توجه به اين كه به ياد خدا بودن ،تنها گفتن ذكرهاي مانند : سبحان الله و... نيست،بلكه او را در هر حال حاضر وناظر دانستن و برنامه زندگي خود را رضا و بر مبناي هدايت او تنظيم كرد. نتيجه اي كه ميگيريم: خدا را تكه گاه زندگي خود بشناسيم وعملا نيز چنين باشد .
با ياد او به خود« توان» بخشيم و كوشا باشيم تا با توانايي كه او به ما داده است ، خود را تا آنجايي كه توانايي داريم،طبق اراده وخواست او بسازيم . در هر صبح و شام با تامل و توجه ، به نشانه هاي عظمت بي پايان او بينديشيم ، و در شناخت خود و در جهاني پاك تر، تجديد نظر كنيم . او را كه آفريننئده جهان و آورنده ما در اين جهان با عظمت است از هر تصوري كه داريم باز هم منزه تر است .(تسبح كردن) ابتداي هر روز برنامه هاي زندگي شخصي و اجتماعي خود را به تناسب اين توجه و با ياد عظمت بي پايان ، تنظيم كنيم و به خود تلقين كنيم . در پايان روز ، از كارهاي انجام شده در آن فرصت ، ارزيابي كنيم ، و با اراده اي سازنده تر براي ساختن آينده بهتر ، مصمم تر از گذشته ، مر تباً از عظمت و محبت بي پايان او نيرو بگيريم .هما نند او مظهر لطف و محبت و فيض رساني باشيم.
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدائهم اجمعین
بسم رب الشهدا والصدیقین
در طول تاریخ قیام ها و اتفاقهای عجیبی افتاده و بشر را متاثرکرده که حتی از تجسم آن در ذهن خود نیز دوری می گزیند قتل و کشتار و گرفتن جان انسانها، ظلم و ستم در قبال ستمدیده گان، جنگ و کارزار با انسانهای راه حق و حقیقت به خیال حذف آن از صفحه روزگار بوده است.
نمونه ای از این قیام ها، قیام عظیم عاشوراست که به گفته اهل علم دانش در طول تاریخ کم نظیر بوده و اثرات فراوانی را در طول زندگی بشر گذاشته است، البته اگر عظمت نهضت عاشورا را فقط از جنبه جنایی و کثرت کشت و کشتار آن در نظر بگیریم به پای حوادثی چون قتل عام هیتلر، کشتار چنگیز، جنگهای جهانی اول و دوم، جنگهای صلیبی و...این اشتباهی است که خیلی ها دچار آن شده اند و فقط جنبه جنایی و قتل و خونریزی و به تعبیر شهید مطهری (ره) صفحه سیاه آن را در نظر گرفته اند و از جنبه های دیگر چشم پوشی کرده اند.
عواملی که عظمت همه جانبه نهضت عاشورا را بی نظیر کرده: اولا، همیشه در طول تاریخ قیامهایی که از لحظه آغازین آن تا پایان دارای برنامه مشخص و هدف مناسب و تمام کارهای آن پشتوانه عقل و تفکر داشته ماندگار و برجسته تر از قیامهای دیگر بوده است.ثانیا، قیامهایی که پشتوانه آن حق و حقیقت بوده و فلسفه راه اندازی آن پرده از روی حق و حقیقت برداشتن و نمایاندن چهره واقعی آن باعث عظمت و ماندگاری آن می باشد.
پس دانستیم که عظمت و بزرگی و عامل ماندگاری نهضت عاشورا را به غیر از جنایات و کشتار و غارت ان دارای برنامه مناسب، هدف مشخص، پشتوانه حق خواهی، عدالت خواهی و ظلم ستیزی ان بوده است، قیامی که قدم به قدم آن پشتوانه ای محکم و بنیادین عقل و تفکر و حکمت جای دارد، زمانی که امام حسین (ع) مدینه را ترک می کند اهداف حرکت خود را مشخص می کند، می گوید که برای چه می خواهم بروم، می خواهم چه کار کنم. علاوه بر آن در مناطق حرکت خود بند بند قیام خود را تشریح می کند، هدفش را برای مردم ترسیم می کند.از حقیقتی سخن می گوید که پیامبر آن را برای مردم گفته بود، از حکومتی که پیامبر در فکر تحقق آن بود، از عدالتی که علی (ع) دنبال آن بود،ولی کدام چشم بینا و گوش شنوا، مردم همه را فراموش کرده بودند، آری چنان جاهلیت در مردم تاثیر عمیقی گذاشته بود که مردم معصومیت امام را فراموش کرده بودندسخنان پیامبر از یادشان رفته بود، علی (ع) از یادشان رفته بود، شعار هیهات منا الذله منسوخ شده بود، ذائقه ها، میل ها تغییر یافته بود، اشرافیت و راحت طلبی و ظلم و ستیز در درونشان نهفته شده بود، تا به آنجا رسیده بود که مردم مدینه جلوی امام حسین (ع) را می گرفتند که نرود کربلا، می گفتند امام حسین اشتباه کرد رفت کربلا (ممانعت محمد حنفیه برادر امام، ابن عباس و دیگران) امام حسین هنگام ترک اعمال حج مردم مکه او را محکوم کردند که حج او باطل است او اشتباه کرده که اعمال حج را نا تمام گذاشته است. مردمی که برگشته بودند عصر جاهلیت و حتی عقب تر از آن، جاهلیت چنان مردم را فرا گرفته بود چنان فساد و تباهی، ظلم و ستم جامعه را فرا گرفته بود که برای مبارزه با آن حادثه عظیمی می خواهد، قیام عظیمی همانند قیام امام حسین (ع) را می طلبید که تاریخ را به لرزه درآورد به همین دلیل است که خداوند مجموعه ای از این مصیبتها، جنایات طول تاریخ را در این حادثه جمع کرده تا صدای آن تا قیامت به گوش بشر برسد تا این قیام سرمشقی باشد برای قیام های ظلم ستیزی و عدالتخواهی دنیا باشد.
زمانی که پیامبر از دنیا رفت چنان بلایی برسر دین آوردند که انگار پیامبری نیامده، کتابی به نام قرآن نازل نشده، 23 سال زحمات پیامبر فراموش شده، سخنان پیامبر در میان سخنان به ظاهر حق در باطن باطل فرورفته ، فاصله زیادی میان پیامبر و مردم ایجاد شده، تعالیم و معارف و احکام اسلام دفن شده اند، نقل حدیث و سنت پیامبر حرام و مکروه شده (زمان خلفا) طوری مسیر اسلام از جاده خارج شده بود که راننده ای پرتوان، تلاش فراوان، برنامه ای عظیم می طلبد که این ماشین دوباره به مسیر اصلی خود بازگردد، به همین دلیل است که امام حسین با تمام زنان و کودکان، نزدیکان و خویشاوندان خود این سفر را آغاز می کند چون باید علی اصغر، علی اکبر، عباس، قاسم، حبیب ابن مظاهر و ... باید شهید شوند، سرهای مقدس شهیدان باید شهر به شهر پیموده شوند، حضرت زینب (س) با کودکان یتیم باید شهر به شهر مورد ظلم و ستم واقع شوند تا بلکه این مردم غفلت زده بیدار شوند، این افکار منحرف را متوجه اصل قضیه کند، تا این دین بعد از 1400 سال بدست مردم این زمان برسد تا بدانند چه شده، چه اتفاق افتاده و تکلیف چیست.
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدائهم اجمعین
بسم رب الشهدا و الصدیقین
سیزده آبان روز جهانی مبارزه با استکبار است . این روز را مغتنم شمردم تا درباره استکباره جهانی برای شما صحیت کنم . استکباری که جهان را به گند کشیده،که از بوی تعفن آن همه می رنجند.دولت آمریکا یکی از این مستکبران است که با لوای آزادی، دست به استثمار و اشغالگری زده و می زند. برای رسیدن به مناقع خود از هر وسیله ای استفاده می کند. و هر چیزی که مانع از رسیدن به آن منافع می شود از میان با بی رحمی تمام برمی دارد. خدا لعنت کند بر این قوم که عامل بدبختی در جهان این قوم هستند، آمریکا، انگلیس و امثال این گونه کشور ها.
آمریکا، که یکی از این مستکبرین است با سردادن «آزادی» همه ی آزاد مردان و آزاد منشان را آزار می دهد. با سر دادن شعار آزادی به عراق و افغانستان و.... حمله می کند و مردمانم بی گناه این کشورها را می کشد منابع نفتی و معدنی این کشور ها را غارت می کند به آن ها ظلم می کند در حالی که خود از آزادی حرف می زند. کدام آزادی؟ آزادی امریکایی؟ آزادی غربی؟ آزادی که آن ها از آن حرف می زند آزادی نیست ذلت است. به جزء ذلت و خواری، آزادی آنها چیزی عاید مردم جهان نمی کند. آزادی آنها به معنی این است که ای مردم شما به شهوت رانی خود مشغول باشید ما هم به غارت گری و تجاوز به ممالکتان در حالی که شما نمی توانید بگوید که بالای چشمتان ابروست.
این است مسلک و منش آمریکا و امثال اینگونه کشور ها. روز مبارزه با استکبار جهانی بهانه ای است که مردم در راهپیمایی ها که به این مناسبت برگزار خواهد شد شرکت کنند و انزجار و تنفر خود را از مستکبران علام بدارند و بگویند دیگر دوران شما به سر رسیده دستتان برای همه رو شده نمی توانید دیگر کشور های آزاد و آزاده را به بهانه های مبارزه با تروریسم و امثال این گونه بهانه های پوچ و توخالی به استثمار در آورده و به غارت و خونخواری خود ادامه دهید. دیگر دستان رو شده ای ابلهان ای بی خردان و.... .
از آمریکا و همکاران آمریکا گفتن وقت تلف کردن است زیرا همه مردم می داند که این کشور ها چه جانورهای هستند وقت تلف کردن است. و در آخر از خدا خواستاریم که ظهور مهدی فاطمه را نزدیک گرداند و ما را نیز از سربازان آن حضرت قرار بدهد تا جهان خواران را به سزای اعمالشان برسانیم.
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدائهم اجمعین
بسم رب الشهدا و الصدیقین
سپاس خدا را که جهان را دانشکده ای برای تربیت افکار جهانیان قرار داد، و عالم را دانشگاهی ساخت که شاگردان انسانی در میان این دانشگاه در فنون مختلف تکامل انسانی تحصیل کند.
خداوند عالم را دانشگاهی قرار داده که انسان از آن استفاده کند و به وسیله آن به معراج برود. خداوند جهان را دانشکده برای تربیت افکار قرار داده و پیامبران و امامان و انبیاء را معلمان این دانشکده و معلم، معلمان نیز خداوند است. اوست که سرچشمه تمام علوم و ... است. اوست که این معلمان را تربیت می کند و به میان انسان ها فرستاده است. خداوند به انسان برتری خاص داده است که به دیگر موجودات خود نداده وآن هم قدرت اختیار است قدرت عقل و تعقل و فکر کردن است. آری این است که انسان را از دیگر موجودات تمایز می کند. خداوند در عالم تکوین به انسان این قدرت را داده است. خداوند انسان را آزاد آفریده است که اگر انسان به این آزادی پشت ببند انسان را به فلاکت می رساند برای اینکه این آزادی تمایل به لذت ها دارد و لذت های این دنیا چیزی جزء سراب نیست برای همین است که خداوند برای تربیت انسان جهان را دانشگاه و معلمان این دانشگاه را خود تربیت کرده که انسان را از این فلاکت نجات داده و به درجه عالی انسانی برساند.
خداوند به انسان عقل داده تا در نشانه های خداوند در روی زمین استفاده کرده و به او برسد او را در حد علا عبادت کنند و همیشه در فکر او باشند.چنانچه خداوند در قرآن کریم می فرمایند:« و لقد کرمنا بنی آدم و حملنا هم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا »
فرزند آدم را گرامی داشتیم و از همه روزی های مختلف فکری و مغزی و بدنی به آن ها ارزانی داشتیم و آنها را بر هوا و دریا مسلط کردیم و جو و زمین و دریا را در اختیار قرار دادیم.
خداوند این همه نعمت به ما عطا کرده که ما متذکر شویم و از این دانشکده درس بگریم و به سر منزل عشق برسیم. و در آیه دیگر می فرمایند:« انا عرضنا الامانة السموات و الاعرض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفق منها فحمله الانسان انه کان ظلوما و جهولا»
در این آیه خداوند می گوید ما می خواستیم امانتی به کوه ها و دریا ها و آسمانها بدهیم که آنها قبول نکردند ولی انسان این امانت را پذیرفت و او قدرت این کا را داشت. مفسرین به این آیه توجه زیادی دارند و می گویند که این امانت هما قدرت اختیار و اراده انسان است . ببینید آسمانها و دریا ها و کوه ها این امانت را قبول نکرده اند ولی انسان پذیرفته زیرا قدرت این کا را دارد پس بیاید ما هم خود را دست کم نگیریم فقط یک اراده محکم می خواهد که در این دانشکاه انسان ساز فارغ التحصیل شویم یک اراده محکم و قوی! ما می توانیم اگر تا این زمان هم گناه و معصیت به در گاه خدا کرده ایم دیر نیست بر گردیم و از این دانشگاه بهره جویم و فارغ التحصیل شویم. دیر نیست! و در آخر هم می خواهم یک کتاب ارزنده برا ی شما معرفی کنم که شاید تا به حال به گوشتان نخورده است کتاب «اخلاق اسلامی» آیت الله مشکینی که از بیانات ایشان در جمع پاسداران در زمان جنگ تحمیلی نوشته شده است که واقعا ارزش یک بار خواندن را دارد و در آخر معذرت می خواهم که مطالب را به صورت پراکنده و درهم و برهم نوشته ام.
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدائهم اجمعین
بسم رب الشهدا و الصدیقین
امام علی علیه السلام در نهج البلاغه در بخش حکمت و در حکمت شماره 8 چنینن می فرماید: هرگاه دنیا به گروهی رو آورد، نیکوییهای دیگران به ایشان به عاریه(نسبت) می دهند و هرگاه از آن ها پشت گرداند نیکوییشان از آنان سلب می کند.
از دیگاه دنیا دوستان، اقبال دنیا عبارت است از روی آوردن مال، مقام، منزلت و محاسن ظاهری دنیا است. پس هر وقت کسی سیاستمدار خوبی باشدویا دارای اش زیاد باشد و در فنون و هنری تخصص یابد و به مدارج علمی و عملی خوبی برسد دنیا به او روی آورده است.
عاریه گرفتن محاسن دیگران به معنی بر شمردن برخی صفات برای کسی است که اوآن صفات را ندارد و لایق تحسین دیگران نیست؛ ویا ممکن است این عبارت به معنای خوب دیدن صفات و رفتار دیگران به سبب زدن عینک خوب بینی باشدمثلا گاهی مردم کسی را که اسراف و تبذیر می کند اهل جود و کرم می پندارند شخص گستاخ و بی پروا را شجاع می داند و حتی نادان را عالم و بی حیا را عفیف می نامند.
از نمونه های امروزی، آمریکا و دنیای غرب است که ثروت و قدرت ، مردمانشان را خوب و با فرهنگ و ممالکشان را بهشت برآورده شدن آرزو ها جلوه داده اند.
سلب محاسن، به معنی گرفتن محاسن و خوبی های آدم است یعنی در صورت پشت کردن دنیا به انسان خوبی هایش را هم به چشم بد می بینند و یا اصلا نمی بینند. اگر خوش رو و گشاده رو باشد آن را از سبکی وی می دانند و خوش خلقی اش را به دیوانگی و زهدش را به ریا نسبت می دهند.
می گویند هارون الرشید زمانی که جعفر بن یحیی برمکی علاقه وافری داشت قسم می خورد که وی فصیح ترین، شجاع ترین، خوش خط ترین، سیاستمدار ترین، زیباترین و پاک دامنترین مردم است. در حالی که مثلا جعفر از زیبای ظاهر بر خوردار نبود. آنقدر هارون او را بالا برد که کسی نمی توانست سخن او را رد کند اما وقتی نظرش در مورد یحیی عوض شد محاسن واقعی او نظیر زیرکی و کرمش را نیز انکار کرد.
چو دنیا رو کند با کس دهد خوبیش از هر کس
چو برگردد برد زیبایی و سازد ورا چون خس
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدائهم اجمعین
بسم رب الشهدا و الصدیقین
جانم، پدر و مادرم فدای شما.
آری آنانان که جانانه جان دادند!
جانانه به معبود رسیدند!
جانانه به آرزوهایشان رسیدند!
ولی ما مانده ایم بار از گناه بر دوش ما!
خدایا تو را قسم می دهم به خون پاک شهدای ما را به راه راست هدایت کن و بر تمام گنا هان ما قلم عف جاری بفرما.
بله دیروز بود که در مدرسه در زنگ استراحت یکی از دوستان گوشی خود را در آورد و گفت بچه ها بیاد عکس های جدید دارم. و همه ما گرد او جمع شدیم و عکس خوانندگان از خدا بی خبر که همیشه در صددا که خون شهیدان را به سخره وبازی بگیرند، نشان داد و یکی از بچه گفت نه آن را من دارم قدیمی است. بعد از آن من به بچه ها گفتم بچه من هم چند تا عکس زیبا و جذابی دارم، گوشی رو از جبیم در آوردم و عکس یکی از شهدای محله یمان به نام شهید محرم زارعی را نشان دادم به من خندیدند و فوشی هم دادند و گفتم شما را به خدا خون این شهیدان را پایمال نکنید باز هم خندیدند. من از آن ها انتظار بیش از این را نداشتم ولی به شما هم سن و سالان خودم به بچه حزب الله به بسیجی ها این حرف را گوش زد می کنم، شما را به خدا شهیدان را به خاک نسپارید به یاد بسپارید تا یاد آن ها همیشه زنده باشد . زنده بودن یاد شهدا در دل ما برکات بسیاری دارد. از جمله آن می توان گفت: در دل ما همیشه از خدا خوفی خواهد بود که ای خدا جوانانی که دسته گل بودند و از دست ما رفتند و این انقلاب را برای ما گذاشتند و خو دشان به ملکوت علی پیوستند، و ما هم آمدهایم آن ها را مسخره می کنیم.
خدایا از تقصیرات ما درگذر که خود رئوف ومهربانی.
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدائهم اجمعین
بسم رب الشهدا و الصدیقین
می خواهم چند کلمه ای با دوستان خود درد دل کنم که چرا در میان ما تقوا رنگ وبوی خود را باخته . چرا وقتی کسی از تقوا با ما حرف می زند می گویم اح بابا اینم شروع کرد به نصحیت کردن! اح بابا ها، هستند که روزگار ما رو سیاه می کنند آخرت و دنیای ما رو سیاه می کنند. من هم مثل امام جمعه های نماز جمعه خود شما را به تقوا الهی دعوت میکنم و می خواهم چند کلمه از تقوا که پوسته ورع است برای شما حرف بزنم حرفی که کمتر کسی جرات می کند به ما جوان ها بزند. همان طوری که گفتم ورع مانند یک هندوانه است که پوسته آن تقوا و درون آن خود ورع است.
ورع، دوری جستن از چیزی است که ضرر و خسارت است، چه ضری که در حال حاضر بر جان و مال ما برسد و چه در آینده. به افرادی که این صفت را دارند اصطلاحا محتاط می گویند چرا که در همه کار ها دقت و احتیاط می کند و در صورت وجود کوچک ترین احتمال ضرر از آن احتراز می جویند..
همانگونه که سپر انسان را از شمشیرها و تیر ها و نابودی حفظ می کند، ورع نیز به انسان امنیت می دهد و از بلاها دور نگه می دارد زیرا آن کس که دائم مراقب و مواظب گفتار و کردار خود است و در معاشرت با دیگران احتیاط را ترک نمی کند چنان که گویی با پای برهنه در صحرای پر از خار راه می رود چنین کسی به گرفتاری های دنیا ، معصیت الهی و عذاب اخروی مبتلا نمی شود و دینش سالم و دنیایش آباد خواهد ماند. این رفتار در اصطلاح عرفا، مراقبه نامیده شده است. من در آخر باز هم خودم و شما را به تقوای الهی دعوت می کنم.
معذرت می خواهم اگر مطلب را نتوانستم برسان ولی این مطلب ناقص را از ما به بزرگوای خودتان قبول کنید.
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدائهم اجمعین
بسم رب الشهدا و الصدیقین
دعا، نیاز مادی، دنیوی، و معنوی انسان است. یک نوع دعا هم وجود دارد که اگر انسان ها آن را از خداوند بخواهند هم مستجاب است و خداوند با او همراه می شود. آن دعا خواستن صراط مستقیم است. صراط مستقیمی که علی در آن بود و هنگام ضربت خوردنش گفت: فزت و رب الکعبه.
صراط مستقیمی که امام حسین در آن بود که هنگام شهادت گقت: خدایا راضیم به قضای تو.
این دعا، دعایی است که خداوند در دل تو(انسان) قرار داده است مانند حضرت موسی که دعای به درگاه خداوند کرد(دعایی که هنگام رفتن به سوی فرعون کرد، الهی سینه ام را بگشای....) و خداوند جواب او را داد. انبیاء و اولیا و ملائکه چیزی می خواهند که خداوند آن را می خواهد که اهمیت دعا هم در این جا است. که ما چیز را از خداوند می خواهیم خواسته خدا هم باشد در این صورت است که دعا های ما صد در صد مستجاب است. لازم به ذکر است، دعا به معنی صحبت کردن با خداست و فرقی هم نمی کند که با خداوند چگونه صحبت کنیم با صدایی بلند با صدای آرام گریه کنان و... .
فلسفه دعا آشنایی با خداست نه چیز دیگر مبنایی اصلی علم و معرفت دعا است.
شب زمان خلوت کردن با خداست. که تمام درها بسته است الا درب خداوند. خداونی که منتظر است تا عبد صالح او با او صحبت کند و او سخنان او را بشنود و او را اجابت کند.
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدائهم اجمعین

تاریخ تولد: 1346
تاریخ شهادت: 5/12/1362
محل شهادت: جزیزه مجنون عملیات خیبر
زیارتگاه: گلزارشهدای وادی رحمت تبریز
سلام بر حضرت ولی عصر(عج)و نائب برحقش رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی و سلام بر مبارزین عرصه حق بر علیه کفار جهانی و سلام بر شهدای راه الله. سپاس بی کران خدایی را که جهان را آفرید و حمد سپاس خدایی راکه بنده اویم.سپاس خدایی را که رو ح الله را حفظ کرد تا بدین ترتیب ادامه دهنده راه حسین ابن علی(ع) باشد. و سپاس پرودگاری را که شهدات در راه او را بالاترین افتخار دانستم. ای خدای مهربان! تو خود می دانی که برای چه این راه را انتخاب کردم و در این راه از هیچ کوشش دست بر نخواهم داشت.تو آگاهی من با شناخت و آگاهی و با رهنمود امام امت به میدان نبرد حق علیه باطل شتافتم و به خاطر تحکیم دین محمد(ص) و تداوم انقلاب اسلامی به جهاد در راه تو روانه شدم تا پرچم اسلام به بلند ترین قله جهان افراشته شود اگر چه به قیمت ریخته شدن خونم تمتم شود.
امت حزب الله و پدران و مادرانو خواهران و برادران عزیز! شما باید ادامه دهندگان راستین راه شهیدان باشید. و فقط به این فکر کنید که این دنیا فانی شدنی است و جهان باقی که پایانی بر آن نیست ، در پیش روی شما است. پس چه بهتر است که چند روزی در این دنیا رنج های را به خاطر خدا بیشتر کشیده تا در آخرت روی سفیدپیش خدایتان بروید و این امر، جزء با پشتیبانی از ولایت فقیه میسر نیست که اگر می خواهید روی سفید پیش خدایتان بروید باید دین او را یاری کنید.و برای آنکه دین حق را یاری کرده باشید باید از ولایت فقیه اطاعت کنیدکه بنا به فرموده امام امت ولایت استمرار حرکت انبیا است.اما سخن دیگر دارم و آن این که شرق و غرب را دشمن خود بدانیدکه آن ها دشمن خداف رسول خدا و دین خدایند.راه نفوذ را بر ایادی داخلی ببندید. با شدت هرچه تمام تربا منافقان- که به فرموده امام ، بدتر از کفار هستند- مقابله کنید که در این صورت اسلام را یاری نموده اید. و اما سخنی دارم با پدر، مادر، برادران، و خواهران عزیزم: ای پدر و ای مادر گرامی! می دانم که خیلی برای بزرگ کردن من زحمت کشیده اید. شب ها بیدار مانده اید. روزها از من مواظبت کرده اید. ولی به حر حال امید وارم که مرا ببخشید. حلالم کنید. از شنیدن خبر شهادت من ناراحت نباشید که شهادت منتهی آرزوی من ب.ود. افتخار کنید که در ردیف خانواده شهدا که به فرموده امام این ها چشم چراغ ملتند، قرار گرفتید.
و اما شما خواهران و برادرانم!امید آن دارم که شمکا هم مرا حلال کنید. شما هم افتخار کنید که باز مانده یک شهید اسلام و انقلاب اسلامی شدید. سعی کنید همیشه در هر کاری که باعث تقو یت اسلام می شود پیش قدم شده ادامه دهنده راه شهدا باشید.
و اما در آخر با دیگر گواهی می دهم که خدای متعال یکتا است و شریکی بر او نیست. محمد(ص) آخرین فرستاده خداوند می باشد و خداوند متعال قادر، عادل دانا است.
الهی!!تو را قسم می دهم به پهلوی شکسته خانم زهرا سلام الله در این حمله، شهادت را با پیروزی نهایی نصیب بگردان.
محمد احمدیان
بسم رب الشهدا و الصدیقین
در حدود اوايل قرن دوم هجری ، دستهای در ميان مسلمين به وجود آمدند كه خود را زاهد و صوفی میناميدند . اين دسته روش خاصی در زندگی داشتند و ديگران را هم به همان روش دعوت میكردند . و چنين وانمود میكردند كه راه دين هم همين است . مدعی بودند كه از نعمتهای دنيا بايد دوری جست ، آدم مؤمن نبايد جامه خوب بپوشد ، يا غذای مطبوع بخورد ، يا در مسكن عالی بنشيند . اينها ديگران را كه میديدند ، احيانا اين مواهب را مورد استفاده قرار میدهند ، سخت تحقير و ملامت میكردند . و آنان را اهل دنيا و دور از خدا میخواندند . ايراد سفيان بر امام صادق روی همين طرز تفكر بود . اين روش و مسلك در جهان سابقه داشت . در يونان و در هند ، بلكه در همه جای دنيا اين مسلك كم و بيش وجود داشته ، در ميان مسلمين هم پيدا شد و به آن رنگ دينی دادند . اين روش و اين مسلك در نسلهای بعد ادامه يافت و نفوذ عجيبی پيدا كرد ، و میتوان گفت مكتب مخصوصی در ميان مسلمين به وجود آمد ، كه اثر مستقيمش محترم نشمردن اصول زندگی و لا قيدی در كارها بود ، و ثمرهاش انحطاط و تأخر كشورهای اسلامی شد . نفوذ اين مكتب و اين فلسفه ، تنها در ميان طبقاتی كه رسما به نام صوفی ناميده شدهاند نبوده ، شيوع اين طرز تفكر مخصوص - به نام زهد و تقوی و ترك دنيا - در ميان ساير طبقات و گروههای مذهبی اسلامی ، كه احيانا خود را ضد صوفی قلمداد كرده و میكنند كمتر از صوفيه نبوده است . و هم میتوان گفت تمام كسانی كه صوفی ناميده شدهاند ، دارای اين طرز تفكر نبودهاند . شك نيست كه اين طرز تفكر را بايد يك نوع بيماری اجتماعی تلقی كرد ، يك بيماری خطرناك كه موجب فلج روحی اجتماع میگردد . و بايد بااين بيماری مبارزه كرد ، و اين طرز تفكر را از بين برد . متأسفانه مبارزههايی كه به اين نام شده و میشود ، هيچ يك مبارزه با اين بيماری يعنی با اين طرز تفكر نيست . مبارزه با اسماء و الفاظ و افراد و اشخاص است ، و احيانا مبارزه برای ربودن مناسب دنيوی و بسا هست كه مبارزه كنندگان با تصوف ، خودشان به آن بيماری بيشتر مبتلا هستند و عامل شيوع آن بيماری میباشند . يا آنكه به علت جهل و قصور درك مبارزه كنندگان ، يك سلسله افكار عالی و لطيف كه شاهكار انسانيت است و دست كمتر كسی به آنها میرسد ، مورد حمله قرار میگيرد .مبارزه با تصوف بايد به صورت مبارزه با آن بيماری و آن طرز تفكر باشد ، بايد با آن مبارزه شود ، در هر جاكه باشد و از طرف هر جمعيت كه ابراز شود ، به هر نام كه خوانده شود .
نئجه کئچدی عمرون ؟
بیر اوشاقلیقدا خوش اولدوم، اودایئر گوی قاچاراق
قوش کیمی داغلاراوچوب،یئل کیمی باغلار کئچدی
صونرا، بیر قاطار آلتیندا قالیب، اوستومدن
دئیه بیلمم نه قدر سئل کیمی، داغلار کئچدی
اوره گیمدن خبر آلسان:«نئجه کئچدی عمرون؟»
گوز یاشیملا یازاجاق:« من گونوم آغلار کئچدی»