اقبال دنیا
بسم رب الشهدا و الصدیقین
امام علی علیه السلام در نهج البلاغه در بخش حکمت و در حکمت شماره 8 چنینن می فرماید: هرگاه دنیا به گروهی رو آورد، نیکوییهای دیگران به ایشان به عاریه(نسبت) می دهند و هرگاه از آن ها پشت گرداند نیکوییشان از آنان سلب می کند.
از دیگاه دنیا دوستان، اقبال دنیا عبارت است از روی آوردن مال، مقام، منزلت و محاسن ظاهری دنیا است. پس هر وقت کسی سیاستمدار خوبی باشدویا دارای اش زیاد باشد و در فنون و هنری تخصص یابد و به مدارج علمی و عملی خوبی برسد دنیا به او روی آورده است.
عاریه گرفتن محاسن دیگران به معنی بر شمردن برخی صفات برای کسی است که اوآن صفات را ندارد و لایق تحسین دیگران نیست؛ ویا ممکن است این عبارت به معنای خوب دیدن صفات و رفتار دیگران به سبب زدن عینک خوب بینی باشدمثلا گاهی مردم کسی را که اسراف و تبذیر می کند اهل جود و کرم می پندارند شخص گستاخ و بی پروا را شجاع می داند و حتی نادان را عالم و بی حیا را عفیف می نامند.
از نمونه های امروزی، آمریکا و دنیای غرب است که ثروت و قدرت ، مردمانشان را خوب و با فرهنگ و ممالکشان را بهشت برآورده شدن آرزو ها جلوه داده اند.
سلب محاسن، به معنی گرفتن محاسن و خوبی های آدم است یعنی در صورت پشت کردن دنیا به انسان خوبی هایش را هم به چشم بد می بینند و یا اصلا نمی بینند. اگر خوش رو و گشاده رو باشد آن را از سبکی وی می دانند و خوش خلقی اش را به دیوانگی و زهدش را به ریا نسبت می دهند.
می گویند هارون الرشید زمانی که جعفر بن یحیی برمکی علاقه وافری داشت قسم می خورد که وی فصیح ترین، شجاع ترین، خوش خط ترین، سیاستمدار ترین، زیباترین و پاک دامنترین مردم است. در حالی که مثلا جعفر از زیبای ظاهر بر خوردار نبود. آنقدر هارون او را بالا برد که کسی نمی توانست سخن او را رد کند اما وقتی نظرش در مورد یحیی عوض شد محاسن واقعی او نظیر زیرکی و کرمش را نیز انکار کرد.
چو دنیا رو کند با کس دهد خوبیش از هر کس
چو برگردد برد زیبایی و سازد ورا چون خس
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدائهم اجمعین